عنوان پژوهش

چگونه توانستم اعتماد به نفس را در دانش اموزم تقویت کنم؟

 

پژوهشگر

گلوریا کارگران

آموزگار پایه اول دبستان

                                                                                        

چکیده

فرزندان ما نیازمند اعتماد به نفس اند تا در سایه آن بتوانند راه خوشبختی خود را هموار كنند. به هر میزان كه كودكان ما بیشتر رشد كنند و بیشتر با مسائل و دشواری های زندگی مواجه گردند نیاز آنها به اعتماد به نفس بیشتر خواهد شد . ناكامی ها و محرومیت ها به ویژه در آنچه كه مورد علاقه شدید کودک می باشد، همچنین شكست های متوالی و خرد كننده سبب دلمردگی و افسردگی و عدم اعتماد به نفس در کودک می شود.

 

مقدمه

... امام على(ع) مى‌فرمايد: «قدر الرجل على قدر همّته؛ ارزش هر انسانى به مقدار همت او است(1) يعنى قيمت شخصيت افراد بشر را بايد در مقدار اعتماد به نفس جست‌وجو كرد.

هر انسانی در طول عمر با هزاران مشکل مواجه می‌شود و در این میان کسی پیروز است که اعتماد به نفس قوی و اراده ای نیرو مند داشته باشد ، پیروزی های درخشانی که نصیب بزرگان عالم گشته ، مرهون خود اتکایی ، اراده ی قوی و کوشش مداوم بوده است ، شخصیت های نیرومند ، از مشکلات زندگی نهراسیده و با خودباوری ، توکل به خدای بزرگ به مبارزه پرداخته و با پشتکار ، همت و اراده دشواری ها را آسان و مشکلات و حتی محالات را ممکن ساخته است.

اعتماد به نفس تأثير مهمي در سازماندهي رفتارهاي سالم و سازنده فردي و اجتماعي انسان‌ها دارد، در نتيجه والدين، نهادها و مربيان آموزشي همه باید در بالا بردن سطح اعتماد به نفس دانش آموزان تلاش کنند.

از 4 تا 7 سالگی بهترین دوران پرورش شخصیت و ایجاد استقلال و اعتماد به نفس است ، کودک در این دوران ، به استقلال تمایل پیدا می‌کند و خود را برای روبرو شدن با مشکلات ، آماده می‌سازد ، کودک خردسال در عین اینکه احساس ناتوانی می‌نماید و میل دارد در پناه نیرویی برتر به هدف نایل آید، به صورت فطری تمایل به استقلال دارد و به سمتی پیش می‌رود که از نیاز خود بکاهد و استقلال پیدا کند(2)

 

بیان مسئله و ضرورت تحقیق

در سر کلاس متوجه ضعف یکی ازدانش آموزان در خواندن و نوشتن شدم  لذا مشاهده این وضعیت برایم ناخوشایند بود و به دنبال راه چاره برای رفع این مشکل شدم. هنگام صحبت با دانش آموز متوجه عدم اعتماد به نفس در او شدم که می توانست دلیل ضعف او در خواندن و نوشتن باشد. پس به دنبال علل عدم اعتماد به نفس دانش آموز و ایجاد اعتماد به نفس در دانش آموز بودم زیرا نیروی انسانی سالم و کارآمد، عظیم ترین سرمایه هر ملتی است. اعتماد به نفس به معناي ، باور به توانائيها ، از عهده كارها برآمدن ، كارآمد بودن در ارتباطات انساني و در محيط زندگي شخصي (3)] به كار رفته است فرزندان ما نیازمند اعتماد به نفس اند تا در سایه آن بتوانند راه خوشبختی خود را هموار كنند. به هر میزان كه كودكان ما بیشتر رشد كنند و بیشتر با مسائل و دشواری های زندگی مواجه گردند نیاز آنها به اعتماد به نفس بیشتر خواهد شد . و مقدمات این امر باید از دوران کودکی فراهم گردد. حضرت امام سجاد (ع) می‌فرمایند : « فرزندت را آنچنان تربیت کن که مایه ی آبرو و سربلندی تو باشد.»(4)

 

روش تحقیق

 بنابراین طرق مختلف ایجاد اعتماد به نفس در دانش آموز را بررسی کردم و اقدامات ذیل را انجام دادم که عبارتند از:

 

الف) در ارتباط با خود دانش آموز

دادن آگاهی و آموزش به دانش آموز نخستین گام ، و مقدمه اعتماد به نفس است. كودك باید خود را و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد. از آنچه كه دراطرافش می گذرد و در شخصیت و سرنوشت او مؤثر است آگاه باشد و به او تفهیم گردد كه راه زندگی چیست؟

حالات فردی كه به خود اعتماد ندارد به گونه ای است كه خود را در این دنیای بزرگ تنها احساس می كند و گمان دارد مورد نفرت دیگران است. به همین دلیل میل به انزوا دارد و در اجتماع نمی تواند تصمیم گیری کند. او برای خود دنیای خیالی تصور می كند. دنیائی كه در آن قدرت دارد، زیباست و او در آن پیروز است و قادر به انجام دادن هر امری است و می تواند كار وتلاشی مثبت داشته باشد. ولی درجنبه عمل در می یابد كه همه آرمانش در حال زوال و فناست ؛ او گمان دارد كه سراسر وجودش عیب است، به همین نظر فكر و اندیشه ای مشوش دارد، كمتر می خندد، هرگز خود را آن چنان كه هست نشان نمی دهد. تصورش این است كه دیگران با او نفاق می ورزند و یا از عدم صداقتشان سر در نمی آورد.

ناكامی ها و محرومیت ها به ویژه در آنچه كه مورد علاقه شدید كودك می باشد
شكست های متوالی و خرد كننده كه سبب دلمردگی و افسردگی و عدم اعتماد به نفس در کودک می شود

من در برخورد با دانش آموزم در ابتدا موفقیت و ابتکارات او را ستایش کردم و هماهنگ با ذوق او مسئولیت هایی را به او واگذار کردم همزمان او را به مشاور محترم آقای نبی اله کریمی، کارشناس ارشد کودکان استثنایی معرفی کردم و جلسات مشاوره با او انجام گرفت به این ترتیب او کم کم  شخصیت و استقلال خویش را تکامل بخشید. در جلسه جداگانه ای شخصا" از آقای مشاور راهنمایی گرفتم که باعث شد از تکالیف دانش آموز کم کنم و میل و رغبت او را به درس خواندن بیشتر کنم.

 

ب) در ارتباط با خانواده

با والدین دانش آموز حضوری ملاقات نمودم و از آن ها خواستم اجازه دهند دانش آموز همه کارهای خودش را به تنهایی و بدون دخالت پدر و مادر انجام دهد از آنها خواستم به پرورش استقلال و اعتماد به نفس فرزندشان کمک کنند و از او عیب جویی نکنند و او را سرزنش نکنند زیرا عیب جویی از کودک، وجود تبعیض در خانواده، استبداد والدین و تحمیل نظرات خود بر طفل، مراقبت شدید از کودک،او را شرمنده و دلسرد می کند. کسی که فاقد اعتماد به نفس باشد ، درتحصیل ناموفق است ، در كارها نیازمند است كه به دیگران اتكا كند و برای جلب نظر دیگران ناگزیر است مطابق با میل آنان رفتار کند و دشواری هایی را متحمل شود. شخصیت موجود چنین افرادی به مراتب پائین تر از شخصیت واقعی آنهاست و برای همین آنها دچار احساس حقارت و تحت تأثیر عوامل مأیوس كننده هستند. امری كه تدریجاً سبب خواهد شد كه آنان امكانات طبیعی حیات را از دست بدهند و در معرض ابتلا به بیماریهای عصبی و روانی قرار گیرند.

 

ج) در ارتباط با اجتماع

كودكان و حتی همه ی آنهایی كه اعتماد به نفس ندارند از معاشرت با دیگران پرهیز می كنند و گمان دارند در این زمینه دچار ضرر و زیان خواهند شد. وقتی هم معاشرتی دست دهد جرأت و اعتمادی ندارند تا استقلال رأی و نظر خود را حفظ كنند، روحیه متزلزل شان آنها را وادار به تبعیت و تسلیم در برابر دیگران می‌کند ، امری كه معلوم نیست همیشه به سود آنان باشد. این افراد دوست ندارند در میان جمع حاضر شوند از آن جهت كه مبادا نقاط ضعف شان علنی گردد و بی اهمیتی شان برملا و آشكار گردد. به دیگران بی اعتمادند و به صداقت و صفای هیچكس اعتماد ندارند. از مورد سئوال قرار گرفتن می گریزند، مزاحم والدینند، در همه كارها به آنان مراجعه می كنند، استقلال رأی و رفتار ندارند، می خواهند دیگران شروع كنند و آنها دنباله رو باشند.

ناکامی دانش آموز در یادگیری و عکس العمل ناخوشایند اولیای مدرسه و والدین ، موجب می‌شود رغبت و انگیزه تحصیلی دانش آموز ضعیف شده و اعتماد به نفس او کاهش یابد ؛ البته در پیشرفت تحصیلی آنچه مطلوب است مقايسه وضعيت تحصيلي امروز يك دانش آموز با وضعيت تحصيلي ديروز خود اوست ، چرا كه هر كس استعداد ، توانايي و محيط خاص خود را دارد.(5)

از این رو با مدیر محترم دبستان سرکار خانم ارنیب رحمانی برای دادن مسئولیت های گروهی به دانش آموز صحبت کردم و حضور مفید او را در برگزاری برنامه های مدرسه شاهد بودم این موفقیت ها خود باوری را در او تقویت کرد تا جایی که شادی را در چشمان دانش آموزم می دیدم تا جایی که او خود را باور کرد و  باعث پیشرفت تحصیلی او شد.

 

نتیجه گیری

در طریق تربیت طفل و پرورش اعتماد به نفس در او باید قدم هایی برداشته شود كه برخی از آنها عبارتند از:

- راهگشایی برای موفقیت كودك و آماده كردن امكانات برای رشد او.
- استفاده از فرصت هایی كه گاهی در مسیر زندگی انسان پدید می آید و قرار گرفتن درآن موجب رشد است..

- به كارگیری رغبت های كودك و در نظر داشتن تمایلات او تا حدی كه موجب غرور و لوسی او نشود.
- حمایت از كودك ، به ویژه زمانی كه او با محرومیت یا شكستی مواجه شده است.
- ارائه راه های تازه برای موفقیت های بعدی و دمیدن روح امید برای حركت مجدد او.
- كشف استعدادهای نهان و به كار انداختن آنها در طریق حركت های جدید كودك.
- ایجاد تنوع در زندگی از طریق گرد ش ها ، تفریحات و جابه جایی ها.
- استفاده از غرور كودك برای رشد او و حركت دادن او و ایجاد جرأت و شهامت در او.
- و بالاخره سعی در حفظ روحیه كودك، احترام گذاری به شخصیت او و شاداب نگه داشتن او.
- این كه آیا فرزند كوچك ما به تناسب سن و رشد، براین فرض كه مثلاً حدود هفت تا ده ساله ، باشد از اعتماد به نفس كافی برخوردار است یا نه؟ باید بگوئیم نشانی هایی در این رابطه وجود دارد که عبارتند از:

- خود را دوست دارد و برای شخصیت خویش احترام قائل است.
- می تواند كودكان دیگر را دوست بدارد و حتی در راه آنها گذشت ها و خدماتی داشته باشد.
- در سخن گفتن متین و آرام و برخود مسلط است، نه لكنت دارد و نه عجله و شتاب.
- در بین جمع حرف خود را می زند و از شخصیت خود دفاع می كند.
- چهره اش بشاش و نگاهش مطمئن وبه خود امیدوار است و طبعاً دلهره و اضطراب ندارد.
- وظیفه ای را كه به او واگذار می شود پذیراست و در انجام آن می كوشد.                       
- بسیار خجول و منزوی نیست و از افسردگی و یأس به دوراست.                                                                     
- بیش از این كه از دیگران متوقع باشد از خود توقع دارد و كار خود را به تنهایی انجام می دهد.
- به لیاقت و مهارت خود تا حدود نسبتاً زیادی مطمئن است و خود را باور کرده است.
- در برابر امور و جریانات بی تفاوت نیست، می كوشد با ملاحظه خود، گامی در طریق انجام وظیفه بردارد.

- از شكست و محرومیت دیگران شادكام نمی شود و سعی می كند دیگران هم به خوشی دست یابند.
- برای كار و زندگی خود برنامه ای دارد و با نظم و دقت به پیش می رود، بدون این كه دچار عجله شود.

 

منابع

1. نهج البلاغه، قصار47

2. امینی، ابراهیم، بوستان تربیت، انتشارات قم، 1385، ص140.

3. آقا بخشي ، علي ، افشاري راد ، مينو ، فرهنگ علوم سياسي ، تهران ،‌چاپار ، 1383.

4. حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، رساله الحقوق، ترجمه احمد جنتی ، انتشارات کتابفروشی اسلامیه تهران1384، ص269.

5. افروز، غلامعلی، اختلالات یادگیری، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1389.